تبليغاتX
تنهایم -

تنهایم

Image and video hosting by TinyPic

گفتي كه: مي بوسم تو را، گفتم تمنا مي كنم

 

گفتي كه: گر بيند كسي؟ گفتم كه: حاشا مي كنم

 

گفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟

 

گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنم

 

گفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟

 

گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنم

 

گفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟

 

گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنم

 

گفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كند

 

گفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنم

 

گفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرم

 

گفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنم

 

گفتي: اگر از كوي خود، تو را گويم برو؟

 

گفتم كه: صد سال دگر، امروز و فردا مي كنم

 

گفتي: اگر از پاي خود، زنجير عشقت وا كنم

 

گفتم: ز تو ديوانه تر، داني كه پيدا مي كنم

 

+نوشته شده در ساعتتوسط زکریا | |