تبليغاتX
تنهایم -

تنهایم

 

در این حال و هوا ; در سکوت تنهایی ات صدای قلبت را گوش کن ...

گوش کن به صدای تپش قلبت ...

می دانم دلتنگ منی و میدانم که دلت هوایم را کرده است !

میدانم که دوستم داری و میدانم که تنها به عشق من نفس میکشی !

من در قلب تو هستم و میدانم که در آن قلب مهربانت چه میگذرد !

چرا دلتنگی ؟ من که در قلب تو هستم عزیزم !

هرگاه دلت گرفت با قلبت درد دل کن ... من همیشه در قلبت هستم و گوش میکنم به درد دلهایت !

قلب تو خانه است ; عشق تو سرپناه من است !

گوش کن به صدای تپش قلبت ! می شنوی ؟

این منم که در قلبت با فریاد به تو میگویم دوستت دارم ; دوستت دارم !

اما صدای من نامفهوم به تو میرسد; پس حس کن که دوستت دارم !

نمیدانی در قلبت چه میگذرد ! من که لحظه های زندگی ام را در قلب تو سپری میکنم میدانم که در قلبت چه غوغایی برپاست...

اما تو نمیبینی و نمیدانی که بر من چه میگذرد !

تپش های قلب تو همان صدای فریاد من است که میگویم دوستت دارم دوستت دارم !

با خونی که در قلبت جاریست زنده ام و به هوای عشق و محبت تو در این قلب مهربانت نفس میکشم !

مرا حس کن ! گرچه میدانم تو پر از احساسات عاشقانه ای !

اگر دلتنگم شدی بدان که من در قلب مهربانت به خواب عاشقانه رفته ام !

به یاد من باش مرا از این خواب بیدار کن ; دلتنگی ها را از قلبت رها کن !

سکوت را بشکن ; همچو من که ذر قلبت با فریاد دوستت دارم سکوت را شکسته ام !

هوای قلبت گرم گرم است ; جای من اینجا امن امن است !!

گوش کن به صدای تپش قلبت ; ببین که هیچگاه از فریاد خسته نمیشوم !!

+نوشته شده در ساعتتوسط زکریا | |