تنهایم

اسارت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

حسرت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

دلم گرفته اي خدا....

 

دلم گرفته اي خدا....

اين روزا هيشكي....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

شاخه باریشه خود حس غریبی دارد


 

شاخه باریشه خود حس غریبی دارد

 باغ امسال چه پائیز عجیبی دارد،

 غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست

دگر بار خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد

 خاک کم آب شده مثل کویر تشنه

 شاید جای دگر مزرعه شیبی دارد

 سیب هر سال در این فصل شکوفه میشد

باغبان کرده فراموش که سیبی دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

چشم به راه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

دلم هواتو کرده

اشک روی صورتم هست دونه دونه

تو دنیا کسی قدر دل منو نمیدونه

این دل  نمیتونه که بی تو بمونه

دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه

اخه این دل من بی تو شده دیونه

بری ازش میمونه فقط یه ویرونه

نشستم یه گوشه ای یه  اتاق تاریک و تنها

شدم خیره به در با کوله باری ز غم

یه نگاه میکنم به در یه نگاه به تلفن

یه حس بهم  میگه خاطراتو مچاله کن

چه طور فراموشت کنم تویی نفس برام

نذاشت توی دنیا واسم هیچ کس برام

یه حس بهم میگه که عمر من شده تلف

یه حس دیگه میگه فقط تو بودی هدف

جون من بسته به جونت نفسم به نفست

نذار بمیرم انتظار دیگه بسه

سکوتو بشکن یه بار پا بذار روی غرورت

این معنای عاشق هر روز منتظر غروبه

تا اون روز که بیایی میدوزم چشم به در

بیایی و ببینی منتظرم با چشم تر

ای دل تنهام بسه چشم انتظاری

من موندم و شبهام شبهای بی قراری

چرا تنهام میزاری چرا تنهام میزاری

باز اون چشات دوباره اومد به یادم

باز اون نگات منو داده به بادم

خدا برس به دادم ای خدابرس به دادم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

دوست دارم

زلال... به زلالی آب...

ساده... مثل سادگي...

لطیف...به لطافت نوازش...

انگشتانم مينويسند...

چشمانم ميبينند...

و دلم  دستور زبان  عشق را به  صفحه ي  سپيد مانيتور  مي آموزد...

چشمانم را بستم نوشت:

إأیإیإأ دوستت دارم

       دوستت دارم..دوستت دارم ...دوستت دارم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

گفتگوی یک بنده گناهکار با خدا

گفتگوی یک بنده گناهکار با خدا

'گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی )خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره
(بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

You're beautiful so silently
It lies beneath a shade of blue

It struck me so violently

When I looked at you


But others pass, the never pause,

To feel that magic in your hand

To me you're like a wild rose

They never understand why


I cried for you

When the sky cried for you

 

            ***

... تو زيبايي خفته اي

درميان دروغ هايي كه تنها سايه اي ابي رنگ دارند

اين ضربه به من جبران ناپذير است

وقتي من به تو مي نگرم...

 

ديگران رد مي شوند و توقف نمي كنند

در برابراحساس جادويي وجود تو

براي من، تو هميشه يك گل خوشبوي تازه هستي

آنها هرگز اين را نخواهند فهميد!

 

...مي گريم براي تو
وقتي آسمان به خاطر تو مي گريد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

 

در این حال و هوا ; در سکوت تنهایی ات صدای قلبت را گوش کن ...

گوش کن به صدای تپش قلبت ...

می دانم دلتنگ منی و میدانم که دلت هوایم را کرده است !

میدانم که دوستم داری و میدانم که تنها به عشق من نفس میکشی !

من در قلب تو هستم و میدانم که در آن قلب مهربانت چه میگذرد !

چرا دلتنگی ؟ من که در قلب تو هستم عزیزم !

هرگاه دلت گرفت با قلبت درد دل کن ... من همیشه در قلبت هستم و گوش میکنم به درد دلهایت !

قلب تو خانه است ; عشق تو سرپناه من است !

گوش کن به صدای تپش قلبت ! می شنوی ؟

این منم که در قلبت با فریاد به تو میگویم دوستت دارم ; دوستت دارم !

اما صدای من نامفهوم به تو میرسد; پس حس کن که دوستت دارم !

نمیدانی در قلبت چه میگذرد ! من که لحظه های زندگی ام را در قلب تو سپری میکنم میدانم که در قلبت چه غوغایی برپاست...

اما تو نمیبینی و نمیدانی که بر من چه میگذرد !

تپش های قلب تو همان صدای فریاد من است که میگویم دوستت دارم دوستت دارم !

با خونی که در قلبت جاریست زنده ام و به هوای عشق و محبت تو در این قلب مهربانت نفس میکشم !

مرا حس کن ! گرچه میدانم تو پر از احساسات عاشقانه ای !

اگر دلتنگم شدی بدان که من در قلب مهربانت به خواب عاشقانه رفته ام !

به یاد من باش مرا از این خواب بیدار کن ; دلتنگی ها را از قلبت رها کن !

سکوت را بشکن ; همچو من که ذر قلبت با فریاد دوستت دارم سکوت را شکسته ام !

هوای قلبت گرم گرم است ; جای من اینجا امن امن است !!

گوش کن به صدای تپش قلبت ; ببین که هیچگاه از فریاد خسته نمیشوم !!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

http://i29.tinypic.com/35izjmx..jpg

درد دل...



من دل به غم تو بسته دارم ای دوست..........درد تو به جان خسته دارم ای دوست

گفتی که به دل شکستگان نزدیکم............ .....من نیز دلی شکسته دارم ای دوست


 

راه تو به هر قدم که پویند خوش است.........وصل تو به هر سبب که جویند خوش است

روی تو به هر دیده که بینند نکوست............نام تو به هر زبان که گویند خوش است


 

مجنون و پریشان تو ام دستم گیر............ .......چون دانی کز آن تو ام دستم گیر

هر بی سر و پایی دستگیری دارد............ .....من بی سرو سامان تو ام دستم گیر


 

ای دوست قبولم کن و جانم بستان............ .....مستم کن و از هر دوجهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو............ .........آتش به من اندر زن و آنم بستان


 

وا فریادا ز عشق وا فریادا...........کارم به یکی طرفه نگار افتادا

گر داد من شکسته دادا، دادا......ورنه من و عشق هر چه بادا بادا


 

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جوینده عشق بی عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود


ای روی تو مهر عالم آرای همه.........وصل تو شب و روز تمنای همه

گر بادگران به زمنی وای به من.....گر با همه کس همچو منی وای همه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

شکسپیر می گوید :

شکسپیر می گوید :

 

هر لحظه که به شدت احساس تنهایی می کنی،

 

مطمئن باش یک نفر برای دیدنت لحظه شماری میکند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

 

در این شبها چه خاموشم

به یاد تو هم آغوشم

به من گفتی وفاداری

چه شد کردی فراموشم؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

                                                                                         

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

  

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

                                                                                            

                                                                                                 عکس عاشقانه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

Image and video hosting by TinyPic

گفتي كه: مي بوسم تو را، گفتم تمنا مي كنم

 

گفتي كه: گر بيند كسي؟ گفتم كه: حاشا مي كنم

 

گفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟

 

گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنم

 

گفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟

 

گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنم

 

گفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟

 

گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنم

 

گفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كند

 

گفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنم

 

گفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرم

 

گفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنم

 

گفتي: اگر از كوي خود، تو را گويم برو؟

 

گفتم كه: صد سال دگر، امروز و فردا مي كنم

 

گفتي: اگر از پاي خود، زنجير عشقت وا كنم

 

گفتم: ز تو ديوانه تر، داني كه پيدا مي كنم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

نامه ای از طرف خدا


نامه ای از طرف خدا …
امروز صبح که از خواب بیدار
شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف
بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی
که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که
خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر
می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من
بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی
منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک
صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.
خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن
دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با
خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان
می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم
قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت
می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم
نکردی.
تو به خانه رفتی وبه نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای
انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم
تلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از
روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر
نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری…باز هم صبورانه
انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه
می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی.
موقع خواب…،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به
اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً
به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من
همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از
آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو
چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز
منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر،یا گوشه ای از
قلبت که متشکر باشد.
خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته
باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق
تو…به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.
آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟
اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.
روز خوبی داشته باشی …  دوست و دوستدارت: خدا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زکریا  |